|
از نسل آدمیزاد یادت همیشه سبز است در خلوت خیالم ... خوبم به خوبی تو هرچند نپرسی حالم
| ||
|
هیچ دقت کردین؟ وفات پیامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع) توام ه. ولادت پیامبر(ص) و امام صادق(ع) هم توام ه چند سال قبل که خداوند طلبید و رفتیم زیارت قبر پیامبرش دلم حسابی شکست. دیدم واقعا ائمه که مظلوم ان، از اونها مظلوم تر و ناشناخته تر پیامبر ه نشستی تو صحن مسجد النبی و داری با خدای خودت راز و نیاز می کنی، یک گوشه دنج تو این قطعه از بهشت. یهو یک دست بزرگ و غریب کتاب دعا رو از دستت چنگ می زنه. از پشت پرده اشک قد و هیکل یک مرد عرب پیر و درشت رو می بینی. عصبانی می شی، پا میشی و به سرعت کتاب رو از تو دستاش قاپ می زنی. سعی می کنی به حرفهاش گوش نکنی و فقط ازش دور شی، از مظهر جهالت در دنیای جدید. اما تو دلت غوغاست دیگه تاب و تحمل نداری دلت برای معصومیت رهبران دینت می سوزه.
پ.ن۱: باز هم اینترنت از طرف مخابرات قطع بود! پ.ن:۲: ... [ پنجشنبه 1390/11/06 ] [ 19:31 ] [ جمانه ]
تو یک کشور آلمانی زبان (مطمئنا آلمان نبود حالا نقش من اینجا چی بود؟ گاهی اوقات سوم شخص مفرد و فقط نظاره گر و گاهی اوقات مثل وقتی کتاب می خونی و با شخصیت داستان همزات پنداری می کنی می رفتم تو کالبد یک دختر انگلیسی زبان که یکی از اشراف زادگان بود طبق معمول که یک خبر داغ و بزرگ همه رو می کشونه به کانون خبر این دختر خانم هم با چند تا از دوستاش رفت به کشور مورد نظر. داستان مال ه کیه: ۳۰ سال قبل خواب مال ه کیه: شب قبل این مرد پرنده ما خیلی جالب بود، چند صد کیلومتر تو هوا پرواز می کرد، فقط با نیروی تفکر و کمک دست و پاش اما هین که به نزدیک محل فرود که معمولا یک ساحل بود می رسید، تالاپ می افتاد تو آب داستان فرعی این خواب چی بود؟ خب همین دختر انگلیسی زبان دیگه؛ که برای دیدن مرد پرنده اومده بودن و با سایر اشراف زادگان در محوطه کاخ پادشاه کشور آلمانی زبان نشسته بودن. شما بگو پیک نیک گرفته بودن. از اون جایی که دختر مورد نظر به زبان آلمانی تسلط داشت پسر پادشاه کشور آلمانی زبان از خَدم و حَشم کاخ خواست دختر رو به اتاق کارش راهنمایی کنن. من هم که فضول این پسره مشکل روحی داشت. یعنی افسرده بود و ساز تخصصیش نی بود. قرار بود این دختر خانم بخشی از متن یک داستان رو به آلمانی تعریف کنه تا آقا پسر افسرده بتونی آهنگ براش بنویسه. نت آهنگ نوشته شد و این آقا پسره که از شدت نور ندیدن دستها و انگشتانش دچار مشکل بود خواصت نی بزنه که رفتم تو کالبدش اما خوشم نیومد و سریع اومدم بیرون بعد دختره دید پیانو داره خاک میخوره. سریع رفت پاش نشست و من هم سریع رفتم تو کالبدش یکی نبود بگه تو که پیانو بلد نیستی مگه مجبوری؟ اما با خواست خدا و ... ابتدای نت رو درست زدم که باقیش رو با کمک پسر پادشاه سریع درست کردم. البته نه این که پسره افسردگی داشت و بخشی هایی از آهنگ شاد بود صدای پیانو رو هی می بست بالاخره افسردگی پسر پادشاه با شنیدن آهنگ خوب شد و من هم از کالبد دختر اشراف زاده به میهن قشنگمون ایران برکشتم و در بدو ورود با خیل عظیمی از آلودگی هوا استقبال شدم. این بود یکی از هزاران خواب شب امتحانی بنده
پ.ن۱: به این می گن تاثیر نا محسوس تجاوز فرهنگی. (به خوابهای ما هم تجاوز کردن) پ.ن۲: شاید هم تاثیر پخش زیادی از حد سریال و فیلمهای خارجی به علت کمبود تولید و بودجه، شاید. پ.ن۳: البته نباید تاثیر زیاد خوردن شام رو هم از نظر دور کرد
[ سه شنبه 1390/10/13 ] [ 12:25 ] [ جمانه ]
یک ترم گذشت هنوز نفهمیدم دانشگاه پیام نور داره چیکار میکنه! یک جا نوشته ۷۲ ساعت بعد از آزمون نتیجه امتحانات رو می دیم. یک جا نوشته به فلان جا مراجعه کنید و ... سیستم نوین آموزشی همه رو دچار مشکل کرده کل سیستم رو باید فایل به فایل، دونه به دونه بگردی تا شاید به جواب سوالت بررسی دانشکده ما هم که خدا رو شکر چند روز در میون سایتش باز نمیشه کلا همه چی آرومه و ... پ.ن: بیاید آخر ترمی برای همه داشجویان از ته دل دعا کنیم، بلکه دعای ما باعث قبولیشون بشه
[ جمعه 1390/10/09 ] [ 7:36 ] [ جمانه ]
بابا اینجا رو که باز خاک مرده پاشیدن انگاری!! ظاهرا من و جمانه از بازماندگان این دیار بودیم که انگاری جمانه هم فعلا متواری شده!!! این وبلاگ یه روزی به مناسبت حضور با شکوه آبانیای عزیز متولد شد اما ظاهرا آبان داره تموم می شه و نه آبانیا میان اینجا و نه غیر آبانیا!! پس تا دیر نشده من در اینجا تولد تمام آبانیا و کسایی که آبانیا رو دوست دارن رو تبریک می گم!! من جمله :خودم(پارندا) ، بهاره، فاطمه، مهدیه، ، آقا رحمان!! و .... ( اگه کسی از قلم افتاد خودتون اضافه کنید) در ضمن امروز ۲۰ آبانه یعنی تولد من ولی این موضوع زیاد مهم نیست چون امروز یه مناسبت مهمتر هم داره!! امروز ۱۱.۱۱.۱۱ میلادی هست.... خوب برا من اولش زیاد مهم نبود ولی وقتی فکر می کنم که این روز ۱۰۰ سال یه بار اتفاق می افته ( یعنی از سال ۱ تا ۱۲ مثلا۱.۱.۱ و ۲.۲.۲ و ۳.۳.۳ و ....) و کلا تعداد معدودی از آدم ها تولدشون توی همین روز می افته ، خیلی احساس خوبی بهم دست میده... گرچه امسال اصلا حس خاصی نسبت به روز تولدم ندارم اما تاریخش رو به فال نیک می گیرم.... امیدوارم از این روز زندگیم عوض بشه... گرچه هر روز می تونه تولدی دیگه باشه ... تاریخش مهم نیست امیدوارم هر روز برای همه تون مثل روز تولد یه شروع دوباره باشه... مخصوصا برای آبانیای عزیز اینم ۱۱ تا گل
[ جمعه 1390/08/20 ] [ 11:11 ] [ پارندا ]
دوستان یه خبر مهم و پولکی!!
نمایشگاه مطبوعات الان توی مصلی در حال برگزاریه. به دانشجوها با ارائه کارت دانشجویی یا حتی پرینت انتخاب واحد و کارت ملی ۲۰ تومان بن رایگان برای خرید از نمایشگاه می دن!!!! البته به خبرنگار ها هم می دن. به افراد عادی هم در ازای ۲ هزار تومان ۱۰ تومان بن می دن. به نظرم فرصت عجیب و خوبیه برای خرید مجلات و نشریاتی که گرون هستن. به نظرم باید از این بودجه استفاده کنیم حیفه. در ضمن من غرفه دار هستم. اگر کسی خواست می تونم ازش بن رو بردارم و به جاش پول بدم بهش (البته درصد ما محفوظ باشه هااا!! ) نمایشگاه تا سه شنبه ۲۰ ام از ساعت ۹ تا ۲۰ توی سالن شبستان هست و بن ها رو جلوی در ورودی شبستان داخل یک کانتینر می دن. کارت ملی هم الزامی است. ( برای بقیه اعضای خانواده رو هم می شه بگیرین)
پ.ن: اگر واقعا اهل مطالعه هستید نمایشگاه خوبیه چون خیلی از نشریات شماره قبلیاشون رو مجانی یا نیم بها می دن. مثل ضمیمه های همشهری و روزنامه سلامت و موفقیت و....
[ شنبه 1390/08/07 ] [ 10:7 ] [ پارندا ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||